أبو علي سينا
60
قراضه طبيعيات ( فارسى )
به آتش « 1 » نزديك شود « 2 » و بمنزلت مادّه باشد آتش را و « 3 » چون بيجادهء گرم را و كاه را التقا « 4 » افتد « 5 » چنانك حرارت او بكاه « 6 » رسد و « 7 » آنچ مستحيل « 8 » مىشود از كاه به دو رسد هر دو قصد يكديگر كنند بطبع اما آن حرارت كه اندر « 9 » طبع بيجاده باشد « 10 » بيجاده را جذب نتواند كرد از ثقل او « 11 » اما آن هوا كه اندر كاه باشد كاه را جذب تواند كرد پس بسوى « 12 » بيجاده منجذب « 13 » گردد از بهر آن را كه « 14 » اين هوا « 15 » بمنزلت مادّت « 16 » است
--> ( 1 ) - س : يا باتش . ( 2 ) - س : باشد . ( 3 ) - س اين حرف را ندارد . ( 4 ) - س : التفات . ( 5 ) - ت : كنند . ( 6 ) - اوراق نسخهاى كه نسخهء كتابخانهء ملى از آن نقل شده ظاهرا در اين جا مرتب نبوده و كاتب اين نسخه آن را به همان طور كه بوده نقل كرده است دنبالهء مطالب اين باب در اين موضع قطع شده و بقيهء مطالب باب ( دوم ) از فصل ( دوم ) ( رش . ص 40 ) كه در اين جا با كلمات « هر درختى كه او را ثمره است » شروع مىشود نقل شده است . ( 7 ) - در اين جا از نسخهء م كلمهاى تراشيده شده است . ( 8 ) - م : متحلل . ت : متخلخل . س : متخلل . تصحيح متن قياسى است . ( 9 ) - س : در . ( 10 ) - م : است . ( 11 ) - س اين كلمه را ندارد . ( 12 ) - م و ت : سوى . ( 13 ) - ت : منحذب . س : متجذب . ( 14 ) - س : از بهر آنكه . ( 15 ) - ت : هوا او را . ( 16 ) - س : بمنزله ماده .